محمد يار بن عرب قطغان
252
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
هزيمت برتافت و ابراهيم ميرزا با فوج قليل بر جانب ديگر شتافت . چون سپاه دشمن عنان عزيمت به صوب آن منعطف ساخت ، پير محمد خان جشنى خسروانه و بزم پادشاهانه آراسته به روى حضرت اعلى طوى داد . در اين ولا خبر رسيد كه ابراهيم ميرزا به اعانت تقدير ملك قديم به دست يكى از نوكران محمد مرادبى بن يارىبى قنكرات در كوهستان درهگز 263 افتاده و روز ديگر آن شخص ابراهيم ميرزا را مقيد و محبوس ساخته ، به پايهء سرير خانى رساند . و پير محمد خان ، ابراهيم ميرزا را به محمد قلى اتاليق خويش سپرد . و حضرت خان سكندرنشان بعد از فتح آن جنان با ساير برادران عنان مراجعت به صوب بخارا مركز جلال و مستقر عزّ و اقبال است ، گذاشت و بعد از روزى چند خسرو بىمثال در ضمان حفظ ذو الجلال ، سايهء وصول به خطهء بخارا انداخت . ( 144 ب ) بعد از نزول آن حضرت به مركز عزّت و گذشتن روز چند خبر قتل ابراهيم ميرزا رسيد . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . ذكر « 1 » خطبه و سكه به نام و القاب خان درويشنشان اسكندر خان و هم در اين سال جمعى از امراى [ با ] عزّ و اقبال به عرض خان سكندرنشان رسانيدند كه مدت مديد و عهد بعيد است [ شاه ] طهماسب و اولاد او اكثر اقليم چهارم را به دست آوردهاند و حجاج را از زيارت بيت اللّه و مدينه سكنه مصطفى - صلى الله عليه و سلم - منع كردهاند ، مناسب آن مىنمايد كه روى توجه به آن صوب نموده شود ، اميد است كه به يمن همّت آن حضرت آن طايفهء شر و فساد از جميع آن بلاد دور گردند . چون عريضهء آن جماعت موافق خواهش آن حضرت بود ، بىتوقف قدم به جانب خراسان نهاد . و چون از معبر كركى عبور نمود ، به جهت ملاقات عمّ خويش به صوب شبرغان توجه فرمود . و پير محمد خان جهت آنكه همواره خواهان ولايت بخارا مىبود وسايط برانگيخته ، از آن حضرت حكومت بخارا التماس دارد . و بر اين موجب كه آن حضرت مركز خلافت خويش بلخ را سازد و پير محمد خان در ولايت بخارا لواى مفاخرت برافرازد . و حضرت اعلى بنابر رعايت ، جانب عمّ خويش و قرب ولايت بلخ به خراسان ، حصول اين معنى را در حيز تعويق بيانداخت و نشان استدعاى پير محمد خان را به توقيع قبول موشح ساخت . چنانچه پير محمد خان جناب شيخ الاسلام ، زبدة الاكابر العظام ، مروج شريعت غرّا ، مقوى به ملّت بيضا ، حضرت خواجه
--> ( 1 ) . س : ذكر بردن .